خرید بک لینک
داره بارون میاد... بی برو برگرد مطمئنم بارون قشنگ ترین نعمت خدا به زمینی هاست... هر گوشه اش زیبایی هزاربرابر عناصر دیگه طبیعت داره...

خدایا ممنونم... برای بویش که میرهاند خستگی را از درونی ترین لایه های جسم و روح... برای نوایش که مینوازد همانند سمفونی های روح نواز که مینوازند درون را... روح را... نه فقط گوش را... ممنونم برای طراوتش... شادابی اش... خدایا ممنونم... بیشتر از همه چیز روی زمین برای این هدیه ات ممنونم... حتما میدانی از چه سخن میگویم... از معجزه ای به نام باران...

برچسب: نویسنده: حسین رحیمی تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 19:00

همین الان به این نتیجه رسیدم که منتظر بودن برای چیزی خیلی بیشتر از نداشتنش به آدم زجر وارد میکنه... منتظر چیزی نباشید... جسور باشید... پا پیش بذارید... و فکر هم نکنید که زندگی تون با یه اتفاق کلا از ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین رحیمی تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 19:00

توورخدا اینقدر دپرس نباشید:|

دوتا وبلاگ اپدیت شده دیدم اصلا ریختم بهم... این چه وضع روحیه ست؟

خنده و شاد بودن (یا حتی تظاهر به شادی کردن ) چقدر خسته میکنه آدما رو مگه؟

پ.ن: همین الان کانال مدرسه مون رو چک کردم دیدم فراخوان داده برای مطلب برای نشریه خیلی خوشحال شدم... دلم برای نوشتن تنگ شده ولی امان از کار زیاد

"گندم بخونید از آقای مودب پور... معروفه ولی بازم جای معرفی داره"

برچسب: نویسنده: حسین رحیمی تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 19:00

میگم من یه سری ایده دارم... برای نوشتن... جدا از این متن های کوتاه و اینطوری...

شایده بشه اسمشون رو گذاشت رمان...

یکی از این ایده هارو برای دوستام میفرستم و خب اط نظراتشون استفاده میکنم...

به نظرتون بقیه ایده هام رو هم بنویسم بذارم وبلاگ؟

برچسب: نویسنده: حسین رحیمی تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 19:00

اول اینکه نمیدونم املای آنتراک درسته یا نه اگ نبود به بزرگی خودتون ببخشایید و تو کامنتا بم بگید درستش کنم دوم اینکه سلااام ساعت 3:16 دقیقه بعد از ظهر گرم اردیبهشتیتون بخیر سوم اینکه الان که دارید این ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین رحیمی تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 19:00

میگویم که حالی داریم... جای یار را خالی داریم... نمیدونم از کجا اومد این همینطوری جاری شد رو کیبورد یهو میگویم که میخواهم تصور کنم... قلعه ی ذهنم را... دژ محکم ایده هایم را... و به عبارتی دیگر، خانهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین رحیمی تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 19:00

امروز... خیلی چیزا تموم شد... به قول انی شرلی یه پیچ از زندگیمو گذروندم... و به قول خودم به اندازه سه سال از کتاب زندگیمو جلو رفتم... امروز...نهم تموم شد... متوسطه اول تموم شد... جواب دادن به بلندگو کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین رحیمی تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 19:00

حالا جدا از پست قبلی و غم و اندوه و گریه و اشک و آه هایی ک دیروز خودم تولید کردم و اعصاب چند تا از دوستان رو نیز به هم ریختم امروز روز اول ماه رمضونه... اولا که به همه تبریک میگم ماه زیبای ثانیه شمارادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین رحیمی تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 19:00

سلوم جماعت روزه دار و البته روزه خوار ساعت 10 و 40 دقیقه ی صبح یکشنبه ی تابستونیتون بخیر بی حوصله ام کمی و به شدت نیازمند و خریدار پیشنهاد های مهیجتون برای شادشدن هستم امیدوارم شاد باشید.... یه کتاب ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین رحیمی تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 19:00

یعنی تو یه پستم که چیزی مثل نظر سنجی گذاشتم گفتم تو کامنتا جواب بدین هیچکس هیچی نگفته =|

خب یه ذره جواب بدید دیگه

اینجا

خیلی کنجکاوم بدونم... بگید حتما تو کامنت جوابتون رو

برچسب: نویسنده: حسین رحیمی تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 19:00

اگه بخواین واسه یکی کادو بخرین و غافلگیرش کنین ولی نظر خودشوهم بخواین و نامحسوس ازش سوال کنین ولی اون اینقدر ازتون سوال بکنه که بخواین نخواین همه چی لو بره، بازهم اون کادو رو میخرین یا نه؟ چون دیگه به &ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین رحیمی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:31

نمیدونین چه کیفی داره وقتی دو سه تا از شخصیتا رو میندازم به جون هم بعد غش میکنم از خنده مامانم بهم میگه از غارِت بیا بیرون ببینیمت! یا حد اقل در اتاقتو باز کن... ولی از همینجا بهش اعلام میکنم: مامان جانِ من! مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین رحیمی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:31

واییییی سلام واایییییییییی من چقدر خوشحالم (البته به دلیل بدقولی وحشتناکم و تاخیر وحشتناک ترم خداوکیلی شرمنده ام هاااا) میدونم اینجوری این:  ولی ببخشین دیگه یادتونه گفتم مارو با سربازا اشتباه گرف&#ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین رحیمی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:31

سلام!ببخشید این چند وقته خیلی سرم شلوغ بوده اصلا نتونستم بیام سراغ بلاگفا ولی الان که اومدم با دست پر اومدم البته دست پر از چیزایی که باید تایپ شن ولی فعلا این شعرو بخونید ببینید خوبه یا نه؟ ای نامه ای که می روی به سویش برسان عرض مرا به قرص ماه رویش ای نامه ای که می روی به آنجا برسان قلب مرا به ادامه مطلب

برچسب: یکمی,شعرانه,), نویسنده: حسین رحیمی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 18:39

معجزه ی نوشتن ذهن اقیانوسیه که پایانی نداره و تخیل؛بادبانی که قایقِ قلم رو هدایت میکنه... سوال یهویی... همین الان یه سوال به ذهنم رسید...آیا شماهم کتاب انگلیسی میخونید؟ تاريخ سـاعت ۶:۵۴ ب.ظ نويسنده معصومِ| | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین رحیمی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 1:03

صفحه بندی